شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

48

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

فاجعلنا من الشاكرين ( امّا بعد ) فإنّى لا أعلم اصحابا أوفى و لا خيرا من أصحابى و لا أهل بيت أبرّ و لا أوصل من أهل بيتى ، فجزاكم اللّه عنّى خيرا ، ألا و إنّى لأظن أن لنا يوما من هؤلاء ، ألا و إنّى قد أذنت لكم ، فانطلقوا جميعا فى حل ليس عليكم منّى ذمام ، و هذا الليل قد غشيكم فاتّخذوه جملا و دعونى و هؤلاء القوم فإنّهم ليس يريدون غيرى » . « 1 » « خدا را به بهترين وجه ستايش كرده و او را در شدايد و آسايش ، سپاس مىگويم . خدايا ! تو را مىستايم كه بر خاندان ما با نبوّت ، كرامت بخشيدى و قرآن را به ما آموختى و به دين و آيين آشنايمان ساختى و به ما گوش حق شنو و چشم حق بين و قلب روشن عنايت كردى ، ما را از سپاسگزاران مقرّر فرما . اما بعد : من اصحاب و يارانى بهتر از ياران خويش نديدهام و اهل بيت و خاندانى باوفاتر از اهل بيت خود سراغ ندارم . خداوند از ناحيهء من به همهء شما پاداش خير عطا كند ، به هوش باشيد ! به اعتقاد من ، ما امروز با دشمن درگير خواهيم شد ، اكنون شما آزاديد ، من بيعتم را از شما برداشتم و به شما اجازه مىدهم از تاريكى شب استفاده كرده و همگى پراكنده شويد و مرا با اين گروه تنها بگذاريد ؛ زيرا آنان تنها مرا مىخواهند » . اهل بيت و ياران او از رفتن خوددارى كرده و در پاسخ حضرت مطالبى عنوان كردند كه مورد تقدير و سپاس آن بزرگوار قرار گرفت . سپس از نزد آنان بيرون رفت و آن‌ها را در حالات خوش عبادتى كه داشتند تنها گذاشت تا خود به امورش بپردازد و سفارش‌هاى لازم را بنمايد . بامداد روز بعد ، امام عليه السّلام ياران خويش را كه سى و دو سواره و چهل تن پياده بودند ، سازمان داد ؛ زهير را بر جناح راست سپاه گماشت و سمت چپ آن را به حبيب سپرد و پرچم را به دست برادرش عباس عليه السّلام داد و خيمه‌ها را پشت سر سپاه قرار داد و پشت خيمه‌ها خندقى حفر نمود و آن را پر از نى و هيزم كرد و سپس به

--> ( 1 ) . ارشاد : 2 / 91 .